امپراتوری حقوقی دلار و تله ژئوپلیتیک تهران
باشگاه تریلیوندلاریها
اروپا در اوج ؛ ایران در قعر
از پایتختهای کلاسیک تا مگاسرزمینهای بینظم
افزایش بهرهوری در ارفع با راهاندازی سیستم تزریق اکسیژن
توهم مهار و سقوط به برزخ فرسایش
الماس ؛ وقتی کمیابی دیگر کافی نیست
ایران در حال انقباض
انقلاب طلا در نظام پولی
آزمون اعتماد نه نسخه نجات
جنگ اقتصادی ترامپ
هزینه بقا ؛ وقتی سرمایه از آینده میترسد
از تهدید به بمباران تا سقوط مسقطاز ونزوئلا تا عمان ؛ آیا تهدید به بمباران میتواند مقدمه یک اشغال باشد؟ تهدید اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، علیه عمان، یکی از کمسابقهترین تحولات در روابط واشنگتن با یکی از شرکای سنتی خود در منطقه خلیج فارس است. ترامپ هشدار داده است که اگر عمان در مسیر تلاشهای آمریکا برای حل بحران تنگه […]
از ونزوئلا تا عمان ؛ آیا تهدید به بمباران میتواند مقدمه یک اشغال باشد؟
تهدید اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، علیه عمان، یکی از کمسابقهترین تحولات در روابط واشنگتن با یکی از شرکای سنتی خود در منطقه خلیج فارس است. ترامپ هشدار داده است که اگر عمان در مسیر تلاشهای آمریکا برای حل بحران تنگه هرمز و جنگ با ایران مانع ایجاد کند، واشنگتن ممکن است این کشور را هدف حمله قرار دهد. این تهدید در شرایطی مطرح شده که عمان همواره یکی از کانالهای مهم دیپلماسی میان ایران و غرب بوده است.
اما پرسش مهمتر این است: اگر چنین تهدیدی از مرحله حرف عبور کند و به حمله نظامی منجر شود، آیا ممکن است سناریویی شبیه مداخله آمریکا در ونزوئلا در مورد عمان نیز تکرار شود؟
سناریوی اشغال عمان توسط آمریکا ؛ از تهدید به بمباران تا سقوط مسقط
در حالی که هنوز مردم عمان از خواب بیدار نشدهاند، صدای انفجارهایی در اطراف برخی مراکز نظامی و راهبردی شنیده میشود. شبکههای خبری از حملات هوایی آمریکا به اهدافی در عمان خبر میدهند.
چند روز پیشتر ، رئیسجمهور آمریکا ؛ عمان را تهدید کرده بود که اگر در مسیر توافق مربوط به تنگه هرمز « مانع ایجاد کند »، با حمله نظامی روبهرو خواهد شد. این تهدید در شرایطی مطرح شده که عمان در تلاش برای میانجیگری و دستیابی به توافقی با ایران درباره عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز است.
مسقط بامداد یک روز پس از اشغال توسط ترامپ ؛ اما در این سناریوی فرضی ، تهدید از مرحله حرف عبور میکند.
مرحله اول؛ حملات هوایی
در ساعات اولیه، جنگندهها و موشکهای آمریکایی اهداف نظامی و ارتباطی عمان را هدف قرار میدهند.
واشنگتن اعلام میکند که هدف از این عملیات ؛ «حفاظت از آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز» و جلوگیری از آن چیزی است که دولت آمریکا آن
را تهدید علیه امنیت منطقه معرفی میکند و در مقابل، دولت عمان حمله را تجاوز به حاکمیت ملی خود اعلام میکند.
بازارهای جهانی نفت واکنش نشان میدهند و نگرانی درباره سرنوشت تنگه هرمز افزایش پیدا میکند؛ گذرگاهی که برای تجارت جهانی انرژی
اهمیت حیاتی دارد.
مرحله دوم؛ فلج کردن ساختار نظامی عمان
در این مرحله ، حملات از اهداف محدود خود فراتر میرود ؛ فرودگاهها ، مراکز نظامی، سامانههای ارتباطی و برخی زیرساختهای حیاتی از
کار میافتند.
هدف آمریکا در این مرحله، اشغال فوری شهرها نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که دولت عمان نتواند به شکل مؤثر فرماندهی نیروهای
مسلح و مدیریت کشور را ادامه دهد و همزمان ناوهای آمریکایی در آبهای منطقه حضور خود را افزایش میدهند و واشنگتن اعلام میکند که این
عملیات «محدود و موقت» است.
اما برای مردم عمان، واقعیت چیز دیگری است: کشور وارد جنگ شده است.
مرحله سوم؛ ورود نیروهای زمینی
در این مرحله ، چند روز بعد نیروهای آمریکایی وارد خاک عمان میشوند. مسقط و مناطق ساحلی به مهمترین نقاط عملیات تبدیل میشوند.
آمریکا ادعا میکند نیروهایش برای «تأمین امنیت زیرساختهای حیاتی و جلوگیری از گسترش جنگ» وارد عمان شدهاند ؛ اما با ورود نیروهای
زمینی، ماهیت عملیات تغییر میکند ؛ این دیگر صحبت تنها از بمباران نیست هم اکنون نیروهای خارجی در خاک یک کشور مستقل حضور دارند.
مرحله چهارم؛ سقوط دولت مرکزی
در این مرحله ، فشار نظامی و سیاسی موجب فروپاشی بخشی از ساختار حکومتی میشود.
واشنگتن از تشکیل یک «دولت انتقالی» سخن میگوید و اعلام میکند تا زمانی که شرایط برای انتقال قدرت فراهم نشود، نیروهای آمریکایی
درعمان باقی خواهند ماند.
این مرحله شباهت زیادی به نگرانیهایی دارد که پس از عملیات آمریکا در ونزوئلا مطرح شد؛ جایی که نیروهای آمریکایی در ژانویه ۲۰۲۶ نیکلاس
مادورو را دستگیر کردند و ترامپ اعلام کرد آمریکا میتواند برای مدتی اداره کشور را بر عهده بگیرد.
در سناریوی عمان نیز همین جمله میتواند به شکل دیگری تکرار شود: «ما برای همیشه اینجا نیستیم؛ تا زمان ایجاد یک انتقال مناسب باقی
خواهیم ماند.»
اما این «زمان موقت» ممکن است ماهها یا حتی سالها طول بکشد.
مرحله پنجم؛ کنترل تنگه هرمز
در این مرحله، مهمترین هدف راهبردی آمریکا دیگر صرفاً عمان نیست ؛ بلکه هدف اصلی ، تنگه هرمز است.
واشنگتن تلاش میکند کنترل امنیتی عبور کشتیها را در اختیار بگیرد و حضور نظامی خود را در سواحل عمان تثبیت کند.
ترامپ پیشتر نیز درباره جایگاه تنگه هرمز موضعی بسیار تند اتخاذ کرده و موضوع کنترل آن را به سیاست آمریکا در قبال جنگ ایران گره زده است.
در نتیجه، اشغال فرضی عمان میتواند بخشی از یک پروژه بزرگتر برای کنترل امنیتی منطقه تلقی شود.
واکنش ایران
تهران چنین تحولی را تهدیدی مستقیم علیه امنیت ملی خود خواهد دانست و حضور گسترده نیروهای آمریکایی در سواحل عمان به معنای افزایش
فشار نظامی در نزدیکی ایران است.
در این شرایط ، احتمال افزایش تنش در تنگه هرمز، حملات متقابل و اختلال گسترده در کشتیرانی افزایش پیدا کرده و در نتیجه جنگ دیگر محدود به
عمان نخواهد ماند.
عمان میتواند به نقطه آغاز یک بحران بزرگتر منطقهای تبدیل شود.
واکنش کشورهای عربی
کشورهای عربی خلیج فارس در موقعیت دشواری قرار خواهند گرفت.
از یک سو ، بسیاری از آنها روابط امنیتی نزدیکی با آمریکا دارند.
از سوی دیگر، اشغال یک کشور عربی توسط یک قدرت خارجی میتواند نگرانی عمیقی درباره آینده امنیت منطقه ایجاد کند.
اگر واشنگتن بتواند با استفاده از قدرت نظامی ساختار سیاسی عمان را تغییر دهد، این پرسش در سایر کشورهای منطقه مطرح خواهد شد:
کشور بعدی کدام است؟
واکنش جهانی
شورای امنیت سازمان ملل متحد به جلسه اضطراری فراخوانده میشود و روسیه و چین خواستار خروج نیروهای آمریکایی از عمان
میشوند.
کشورهای اروپایی میان حمایت از آمریکا و دفاع از اصل حاکمیت کشورها دچار اختلاف میشوند و در خیابانهای کشورهای مختلف جهان
نیز اعتراضات شکل میگیرد.
در مقابل، واشنگتن استدلال میکند که عملیات برای «حفظ امنیت کشتیرانی و جلوگیری از تهدیدهای منطقهای» ضروری بوده است.
مرحله ششم؛ آغاز مقاومت
اشغال یک کشور الزاماً به معنای پایان جنگ نیست ؛ اما پس از سقوط مراکز اصلی حکومتی، مقاومت مردمی و نیروهای محلی آغاز میشود و
حملات پراکنده علیه نیروهای آمریکایی افزایش پیدا کرده و هزینه نگهداری نیروهای خارجی بالا رفته و همچنین افکار عمومی آمریکا نیز درباره
ادامه حضور نظامی در عمان دچار اختلاف میشود.
سؤالی که در واشنگتن مطرح میشود این است: باتلاق عمان ؛ اگر هدف فقط باز کردن تنگه هرمز بود، چرا آمریکا هنوز در عمان حضور
دارد؟
در این مرحله میتواند وارد خطرناکترین بخش خود شود.
آمریکا ممکن است بتواند مراکز مهم و شهرهای اصلی را کنترل کند، اما کنترل کامل یک کشور با جمعیت ، جغرافیا و ساختار اجتماعی آن
مسئلهای کاملاً متفاوت است ؛ هزینههای مالی و نظامی افزایش پیدا کرده و مقاومت ادامه مییابد.
کشورهای رقیب آمریکا تلاش میکنند از شرایط جدید برای افزایش نفوذ خود استفاده نموده و در نهایت ، واشنگتن با همان معضلی مواجه
میشود که بسیاری از قدرتهای بزرگ در جنگهای طولانی با آن مواجه شدهاند: چگونه باید از جنگی خارج شد که ورود به آن آسانتر از
پایان دادن به آن بوده است؟
پس از ماهها یا سالها فشار سیاسی و نظامی ، مذاکرات برای خروج نیروهای آمریکایی آغاز میشود.
یک دولت انتقالی عمان تشکیل شده و آمریکا تضمینهایی درباره امنیت تنگه هرمز دریافت میکند.
در مقابل، جدول زمانی خروج نیروهای خود را اعلام میکند که آخرین سرباز آمریکایی از عمان خارج میشود ؛ اما عمان دیگر کشور سابق نیست.
اقتصاد آسیب دیده ؛ زیرساختها تخریب شده و جامعه دچار شکافهای سیاسی و اجتماعی شده است.
تنگه هرمز نیز به یکی از نظامیشدهترین مناطق جهان تبدیل شده است.
نتیجهگیری
این روایت سناریوی فرضی است، نه پیشبینی وقوع اشغال عمان.
در واقعیتِ امروز ، آنچه گزارش شده تهدید رئیسجمهور آمریکا به بمباران عمان در صورت ایجاد مانع در مذاکرات مربوط به تنگه هرمز است، نه
اعلام تصمیم برای اشغال این کشور.
با این حال، تجربه عملیات آمریکا در ونزوئلا در ژانویه ۲۰۲۶ نشان داده است که مرز میان تهدید؛ عملیات نظامی محدود و تلاش برای اعمال
نفوذ سیاسی میتواند در شرایط بحرانی بسیار حساس باشد.
به همین دلیل، اگر روزی تهدید علیه عمان از «بمباران» به «تغییر حکومت ، حضور نیروهای زمینی و کنترل زیرساختهای راهبردی» برسد،
آن زمان دیگر نمیتوان از یک حمله محدود سخن گفت.
آن نقطه ؛ آغاز یک بحران بزرگتر خواهد بود؛ بحرانی که ممکن است نه فقط عمان، بلکه ایران، تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی و کل نظم
امنیتی خلیج فارس را تحت تأثیر قرار دهد.
به قلم حمیدعمولشکریان
دیدگاهتان را بنویسید