جمعه / ۱۰ مهر / ۱۴۰۵
×
انقلاب طلا در نظام پولی
ضربان سنج قدرت در جهان پسا فیات

انقلاب طلا در نظام پولی

سیاست بین‌الملل عرصه سنجش بی‌رحمانه نسبت قدرت، اراده و نهاد است. آنچه امروز در منظومه تنش‌های واشینگتن و تهران در دوره بازگشت دونالد ترامپ رخ می‌دهد، فراتر از یک مجادله کلاسیک دوجانبه، یک آزمایشگاه زنده ژئواکونومیک است. پرونده ایران از مدار صرف غنی‌سازی اورانیوم و موازنه‌سازی در شامات خارج شده و به میدان آزمون یک فرضیه بنیادین بدل گردیده است: آیا هژمونی دلار قادر است مرزهای حاکمیت ملی دولت‌ها را در قرن بیست‌ویکم بازتعریف کند؟
امپراتوری حقوقی دلار و تله ژئوپلیتیک تهران
امپراتوری حقوقی دلار و تله ژئوپلیتیک تهران ؛ نبرد بر سر صلاحیت جهانی
سیاست بین‌الملل عرصه سنجش بی‌رحمانه نسبت قدرت، اراده و نهاد است. آنچه امروز در منظومه تنش‌های واشینگتن و تهران در دوره بازگشت دونالد ترامپ رخ می‌دهد، فراتر از یک مجادله کلاسیک دوجانبه، یک آزمایشگاه زنده ژئواکونومیک است. پرونده ایران از مدار صرف غنی‌سازی اورانیوم و موازنه‌سازی در شامات خارج شده و به میدان آزمون یک فرضیه بنیادین بدل گردیده است: آیا هژمونی دلار قادر است مرزهای حاکمیت ملی دولت‌ها را در قرن بیست‌ویکم بازتعریف کند؟

۱. توهم تسلیم و هندسه بن‌بست راهبردیطراحی سیاست خارجی بدون درک منطق بازیگر مقابل، عقیم است. واشینگتن با تکیه بر دکترین فشار حداکثری در پی آن بود که با ایجاد فرسایش اقتصادی، تهران را پای میز تسلیم بنشاند. اما رفتارشناسی امنیتی ایران نشان می‌دهد که افزایش فشار، متغیر محاسباتی نخبگان تصمیم‌گیر در تهران را نه به سوی سازش، بلکه به سمت منطق مرگ یک‌بار، شیون یک‌بار شیفت داده است. وقتی هزینه عدم‌توافق با هزینه تسلیم یکسان انگاشته شود، بازدارندگی مبتنی بر بحران جایگزین عقلانیت ابزاری می‌شود. پارادوکس واشینگتن در همین نقطه شکل می‌گیرد: تحریم، آسیب ساختاری می‌زند اما تمکین استراتژیک نمی‌آفریند. از این منظر، تلاش برای اخراج کامل رقیب از صفحه شطرنج خاورمیانه، توهمی متقارن در هر دو پایتخت است.
۲. سلاح‌سازی از دلار و ظهور صلاحیت جهانینقطه عطف منازعه کنونی ، دگردیسی ماهوی در ابزار تحریم است. تحریم‌های ثانویه دیگر یک رژیم تنبیهیِ متعارف نیستند؛ بلکه اعمال اراده فرامرزی برای قانون‌گذاری بر کل زنجیره تجارت جهانی‌اند. واشینگتن با استناد به ابزار تسویه دلاری، به بانک چینی، شرکت کشتیرانی سنگاپوری و بازرگان اماراتی فرمان می‌دهد که مرزهای روابط تجاری‌شان کجاست.این پدیده که در ادبیات حقوق بین‌الملل با عنوان Extraterritorial Jurisdiction شناخته می‌شود، پدیدآورنده رفتاری مخرب‌تر به نام تبعیت بیش از حد (Over-compliance) در بازارهای مالی است. ترس نهادینه‌شده در وال‌استریت و لندن ، دسترسی کشور ثالث را پیش از صدور حکم دادگاه قطع می‌کند. بدین‌ترتیب، جبهه اصلی جنگ نه در خلیج فارس، بلکه در اتاق‌های سوئیفت و خزانه‌داری آمریکا (OFAC) مستقر است.
۳. پکن؛ بالانس متقارن در برابر یک‌جانبه‌گرایی حقوقیسرنوشت این رویارویی نه در بغداد و دمشق، بلکه در بنادر چابهار و گوانگژو و تالارهای تصمیم‌گیری پکن تعیین می‌شود. چین با خرید نفت تخفیف‌دار ایران صرفاً یک منفعت تجاری را دنبال نمی‌کند؛ پکن در حال تمرین مقاومت ساختاری در برابر ژئوپلیتیک دلار است. پذیرش تمام‌عیار تحریم‌های ثانویه آمریکا از سوی چین، به معنای امضای سند حاکمیت حقوقی کاخ سفید بر تجارت خارجی پکن است—امتیازی که چین هرگز در آستانه گذار به هژمونی جهانی نخواهد داد. بنابراین، پرونده ایران عملاً به پیش‌مرگ نبرد پکن–واشینگتن در تسلیحاتی‌شدن زیرساخت‌های مالی بدل شده است.
۴. چشم‌انداز و پیش‌بینی: سه سناریوی محتومتحلیل علمی روابط بین‌الملل بدون ترسیم افق آینده ناقص است. روندهای موجود سه مسیر مشخص را پیش روی خاورمیانه و نظم مالی بین‌الملل قرار می‌دهد:
۴؛۱. فرسایش هژمونی دلار در بلندمدت: اصرار واشینگتن بر استفاده حداکثری از سلاح دلار، انگیزه ساختارهای مالی غیرغربی (پیمان‌های پولی دوجانبه، سامانه‌های پرداخت بریکس و یوآن دیجیتال) را از فاز تئوریک به فاز عملیاتی تسریع می‌کند. سلاحی که بیش از حد شلیک شود، کند خواهد شد.
۴؛۲. لغزش ناگزیر به جنگ پرشدت: اگر کمپین تحریم‌های ثانویه نتواند صادرات انرژی ایران را به صفر برساند و واشینگتن ابزار اقتصادی را ناکارآمد ببیند، طبق چرخه تصمیم‌گیری امنیتی، گرایش به ضربات نظامی و جنگ‌های کم‌شدت نیابتی با ریسک سرریز به درگیری پرشدت افزایش خواهد یافت. هرگونه خطای محاسباتی در تنگه هرمز یا خلیج عمان، جرقه اشتعال منطقه‌ای خواهد بود
۴؛۳. امکان‌سنجی یک گرند بارگین کریدوری: تنها برون‌رفت پایدار، جایگزینی بازدارندگی بحران‌محور با یک توافق چندبعدی است؛ توافقی که در آن غنی‌سازی و پروتکل‌های امنیتی دریانوردی در ازای رسمیت‌یافتن منافع ترانزیتی و انرژی ایران مبادله شود. بدون به رسمیت شناختن حاکمیت ملی و موازنه قدرت منطقه‌ای، هر تفاهم نامه‌ای صرفاً یک آتش‌بس موقت در مسیر یک انفجار ژئوپلیتیک بزرگ‌تر خواهد بود.
به قلم مسیح اله شادرام
نوشته‌های مشابه
اروپا در اوج ؛ ایران در قعر
نقشه نابرابر دستمزدها در جهان

اروپا در اوج ؛ ایران در قعر

توهم مهار و سقوط به برزخ فرسایش
دام عقلانیت خطی در آبراه هرمز

توهم مهار و سقوط به برزخ فرسایش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *