از تهدید عمان تا میز مذاکره با ایران ؛ خروج از جنگ با چاشنی اشغال عمان
آیا ترامپ بهدنبال اشغال عمان است یا بهدنبال پیروزی پیش از مذاکره است؟
تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ علیه عمان را نمیتوان صرفاً در چارچوب ادبیات تهاجمی، جنگ روانی یا یکی دیگر از انفجارهای لفظی رئیسجمهور آمریکا تحلیل کرد.
این تهدیدها همزمان با پایان مهلت تفاهم شصتروزه واشنگتن و تهران، تشدید محاصره دریایی، افزایش حضور ناوهای آمریکایی در منطقه، مذاکرات عمان و ایران درباره عبور و مرور کشتیها و انتشار نقشهای با عنوان قلمرو جدید آمریکا برای تنگه هرمز مطرح شده است.
فرضیه اصلی این است: واشنگتن ممکن است با تهدید عمان، نمایش قدرت در هرمز و حتی اجرای عملیات محدود، در پی ساختن یک واقعیت نظامی جدید باشد تا ایران را به مذاکره درباره مدیریت تنگه وادار کند؛ آنهم پس از آنکه ترامپ بتواند یک پیروزی قابلفروش به افکار عمومی آمریکا اعلام کند.
تنگه هرمز فقط یک آبراه نیست؛ گلوگاه انرژی جهان و یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی ایران است. در شرایط عادی، حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و بخش قابلتوجهی از LNG از این مسیر عبور میکند.
اما طبق گزارشهای منتشرشده در اوت ۲۰۲۶، حجم تردد کشتیها به حدود ۱۷ درصد میانگین پیش از جنگ کاهش یافته و تنها ۱۵۱ کشتی طی یک هفته از این منطقه عبور کردهاند ؛ همچنین دهها مورد آسیب یا حمله به کشتیها گزارش شده است.
این اعداد دو واقعیت را نشان میدهند: ایران توانسته هزینه عبور از هرمز را برای اقتصاد جهانی افزایش دهد؛ اما آمریکا نیز هنوز نتوانسته امنیت کامل این مسیر را با اتکا به قدرت دریایی خود تضمین کند.
در چنین شرایطی ، عمان به نقطهای حساس تبدیل شده است ؛ مسقط از یکسو در جنوب تنگه قرار دارد و از سوی دیگر، کانال سنتی ارتباط میان ایران و غرب است.
سیاست عمان همواره بر میانجیگری بدون ورود مستقیم به جنگ استوار بوده؛ اما اکنون همین بیطرفی برای واشنگتن مشکلساز شده است.
گزارشها حاکی از آن است که ایران و عمان به توافقی برای تنظیم عبور کشتیها، تعیین مسیرهای ایمن و کاهش تنش دریایی نزدیک شدهاند.
از دید تهران ؛ این توافق میتواند راهی برای بازگشت تدریجی کشتیرانی بدون پذیرش کامل محاصره آمریکا باشد ؛ از دید مسقط نیز توافق مذکور، هم امنیت سواحل عمان را حفظ میکند و هم نقش این کشور را بهعنوان میانجی منطقهای تثبیت خواهد کرد ؛ اما از نگاه واشنگتن، چنین توافقی ممکن است به شکلگیری یک نظم دریایی مستقل از آمریکا منجر شود ؛ در اینجا، مدل ونزوئلا اهمیت پیدا میکند؛ نه بهعنوان نسخهای برای تغییر رژیم در عمان، بلکه بهعنوان منطق اعمال قدرت ؛ این منطق بر ایجاد یک شوک محدود، تحمیل واقعیتی تازه و سپس دعوت طرف مقابل به مذاکره از موضع برتر استوار است.
اشغال کامل عمان ؛ به دلیل روابط امنیتی این کشور با غرب، ثبات نسبی آن و هزینه سنگین چنین اقدامی ، بسیار بعید است.
آمریکا به عمان باثبات نیاز دارد، نه عمان اشغالشده و بیثبات.اما عملیات محدود علیه تأسیسات نظامی، بنادر یا مسیرهای دریایی عمان را نمیتوان کاملاً منتفی دانست.
هدف چنین حملهای احتمالاً سرنگونی حکومت نخواهد بود؛ بلکه تغییر رفتار مسقط و متوقف کردن توافق آن با تهران است ؛ این همان چیزی است که میتوان آن را «اشغال عملکردی» نامید: کنترل مسیرها، اطلاعات دریایی و تصمیمگیری امنیتی، بدون اشغال کامل خاک کشور.
گزینه دیگر، فشار مستقیم بر ایران و تصرف موقت نقاط راهبردی در هرمز است ؛ جزایری مانند لارک، ابوموسی یا حتی تأسیسات مرتبط با صادرات نفت میتوانند در محاسبات واشنگتن بهعنوان کارت مذاکره مطرح شوند.
چنین اقدامی به ترامپ اجازه میدهد بگوید آمریکا کنترل تنگه را به دست گرفته و ایران برای بازگرداندن وضعیت پیشین باید پای میز مذاکره بیاید.
با این حال، این راهبرد یک تناقض اساسی دارد. هرگونه حمله به عمان یا جزایر ایرانی ممکن است بهجای باز کردن تنگه هرمز ، آن را به میدان جنگی گستردهتر تبدیل کند.
ایران همچنان سه اهرم مهم در اختیار دارد: جغرافیای شمال تنگه، امکان افزایش هزینه جهانی انرژی و توانایی گسترش ناامنی به پایگاهها و مسیرهای منطقهای آمریکا.
بنابراین، محتملترین سناریو ، تهدید، فشار و مذاکره غیرمستقیم است؛ نه اشغال کامل عمان. سناریوی دوم، حمله محدود برای تغییر رفتار مسقط خواهد بود.
حمله به جزایر ایرانی پرریسکتر و اشغال عمان کماحتمالترین گزینه است ؛ ترامپ به مذاکره با ایران نیاز دارد ؛ اما میخواهد این مذاکره را پس از تولید یک پیروزی نظامی انجام دهد.
نه پیش از آن. در نهایت، ممکن است واشنگتن برای تثبیت یک توافق تازه درباره هرمز به تهران نزدیک شود؛ توافقی که در آن ایران امنیت منطقهای خود را حفظ کند،
اما آمریکا نیز نقش ناظر و پلیس دریایی را برای خود تثبیت کند ؛ ترامپ میخواهد پیش از نشستن پشت میز، میز مذاکره را با ناو، محاصره، تهدید و نقشهای که هرمز را «قلمرو آمریکا» مینامد، به میز خودش تبدیل کند.
به قلم مسیح الله شادرام
دیدگاهتان را بنویسید