امپراتوری حقوقی دلار و تله ژئوپلیتیک تهران
باشگاه تریلیوندلاریها
اروپا در اوج ؛ ایران در قعر
از پایتختهای کلاسیک تا مگاسرزمینهای بینظم
افزایش بهرهوری در ارفع با راهاندازی سیستم تزریق اکسیژن
توهم مهار و سقوط به برزخ فرسایش
الماس ؛ وقتی کمیابی دیگر کافی نیست
ایران در حال انقباض
انقلاب طلا در نظام پولی
آزمون اعتماد نه نسخه نجات
جنگ اقتصادی ترامپ
هزینه بقا ؛ وقتی سرمایه از آینده میترسد
از تهدید به بمباران تا سقوط مسقطالماس ؛ وقتی کمیابی دیگر کافی نیست
روند قیمت الماس یکقیراطی در فاصله ژانویه ۲۰۲۰ تا ژوئیه ۲۰۲۶، صرفاً یک نوسان معمولی در بازار جواهرات نیست؛ این نمودار نشانه تغییر در ساختار اقتصادی صنعت الماس است.
مسئله اصلی کاهش موقت قیمت نیست، بلکه فروپاشی بخشی از سازوکار سنتی ارزشگذاری است؛ سازوکاری که سالها بر کمیابی، انحصار عرضه، تبلیغات و تصور قابلیت حفظ ارزش بنا شده بود.در این دوره، قیمت خردهفروشی الماس آزمایشگاهی از حدود ۳۴۰۰ دلار به نزدیک ۵۷۶ دلار کاهش یافته است؛ یعنی افتی حدود ۸۳ درصد. چنین سقوطی را نمیتوان فقط با کاهش تقاضا توضیح داد. عامل اصلی، تغییر بنیادین در سمت عرضه است. الماس آزمایشگاهی با دو فناوری اصلی، یعنی رسوب شیمیایی از بخار و فشار و دمای بالا، تولید میشود. این فناوریها برخلاف استخراج معدن، به ذخایر زمینشناختی محدود نیستند. هرچه ظرفیت کارخانهها افزایش یابد، هزینه متوسط تولید پایینتر میآید و رقابت تولیدکنندگان، قیمت نهایی را بیشتر فشرده میکند.چین و هند، بهویژه مراکز صنعتی هند، نقشی مهم در این روند دارند. افزایش ظرفیت تولید، کاهش هزینه انرژی و نیروی کار، پیشرفت تجهیزات و رقابت شدید میان تولیدکنندگان، الماس آزمایشگاهی را از یک محصول ممتاز فناوریمحور به یک کالای قابلتکثیر نزدیک کرده است. در اقتصاد، کالایی که عرضه آن بهسرعت قابل افزایش باشد، معمولاً با کاهش صرف کمیابی مواجه میشود. به همین دلیل، الماس آزمایشگاهی ممکن است برای مصرفکننده ارزش مصرفی بالایی داشته باشد، اما ارزش سرمایهگذاری و بازفروش آن ضعیف باقی بماند.وضعیت الماس طبیعی متفاوت است، اما الزاماً مطلوب نیست. قیمت این گروه پس از رسیدن به محدوده ۵۹۲۰ دلار، تا حدود ۳۷۰۰ دلار کاهش یافته است. بخشی از افت قیمت به کاهش قدرت خرید، تورم، نرخهای بهره بالا و رکود مصرف در بازارهای مهمی مانند آمریکا و چین مربوط میشود. با این حال، فشار اصلی از جایی دیگر میآید: تغییر ترجیحات نسل جدید و ورود الماس آزمایشگاهی به بازار حلقه ازدواج.برای بسیاری از خریداران جوان، تفاوت زمینشناختی میان دو نوع الماس، در برابر اختلاف قیمت چندبرابری، توجیه اقتصادی کافی ندارد. اگر یک خرید سنگی با ویژگیهای ظاهری و فیزیکی مشابه را با هزینهای بسیار کمتر تهیه کند، تقاضا برای نمونه طبیعی عادی کاهش خواهد یافت. این پدیده را میتوان جایگزینی تقاضا نامید؛ یعنی محصول جدید، نه فقط بخشی از فروش، بلکه منطق قیمتگذاری محصول قدیمی را هدف میگیرد.عامل دیگر، تضعیف ساختار سنتی کنترل عرضه است. صنعت الماس طبیعی سالها از شبکهای از شرکتهای بزرگ، محدودیت عرضه، تبلیغات گسترده و روایت الماس بهعنوان نماد جاودانگی سود برد. اکنون شفافیت اطلاعات، رقابت فروشندگان، گواهیهای متعدد و حضور الماس آزمایشگاهی، قدرت قیمتگذاری این ساختار را محدود کرده است. در نتیجه، الماس طبیعی دیگر نمیتواند صرفاً با تکیه بر نام، تبلیغات و ادعای کمیابی، ارزش بالای خود را حفظ کند.با این حال، نباید از کاهش قیمت الماس طبیعی نتیجه گرفت که کل این بازار بیارزش شده است. بازار در حال دوپارهشدن است. الماسهای معمولی، یکقیراطی و فاقد ویژگی ممتاز، با فشار دائمی قیمت مواجه خواهند بود. اما سنگهای بزرگ، رنگهای نادر، خلوص بالا، تراش ممتاز، منشأ مشخص و سابقه مالکیت معتبر میتوانند در بخش فوقلوکس، جایگاه خود را حفظ کنند. این بخش بیشتر به بازار آثار هنری شباهت دارد تا بازار کالای مصرفی.برای سرمایهگذار بازار طلا و جواهر، نتیجه روشن است. طلا همچنان بهدلیل نقدشوندگی، پذیرش جهانی و نقش آن در حفظ ارزش پول، یک دارایی مالی ـ کالایی مهم محسوب میشود. الماس طبیعی تنها زمانی میتواند گزینه سرمایهگذاری باشد که با شناخت تخصصی، گواهی معتبر، قیمت خرید منطقی و افق بلندمدت انتخاب شود. الماس آزمایشگاهی اما عمدتاً باید بهعنوان کالای مصرفی، ابزار فروش و محصولی برای افزایش حجم معاملات دیده شود، نه ذخیره ارزش.در بازار آینده، هر سنگی که کمیاب معرفی شود، الزاماً کمیاب نیست؛ هر کالای گرانقیمتی، الزاماً سرمایهگذاری نیست؛ و هر محصول لوکس، الزاماً ارزش بازفروش ندارد. سرمایهگذار موفق باید میان زیبایی، قیمت فروش، هزینه تولید، نقدشوندگی و ارزش باقیمانده تفاوت بگذارد؛ زیرا در بازار جواهرات، قیمت خرید لزوماً معادل ارزش سرمایهگذاری نیست و کالایی که امروز لوکس به نظر میرسد، ممکن است فردا در بازار بازفروش با کاهش شدید ارزش مواجه شود.
به قلم مسیح اله شادرام
دیدگاهتان را بنویسید